مراسم عزاداری آخر ماه صفر

آخر ماه صفر اول ماتم شده است

همره با قرائت زیارتنامه ائمه معصومین علیهم السلام

فدا کردن هستی خود برای نجات جامعه

بار بگشاییــــد اینجا کربلاست آب و خاکش با دل و جان آشناست

اربعین است اربعین کربلاست هر طرف غوغایی از غم ها به پاست


امام خامنه ای:

در زیارت اربعین كه يكى از بهترين زيارات است، جمله ای بسیار پرمعنا وجود دارد و آن این است: «و بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من‌الجهالة و حيرةالضّلاله»

فلسفه فداکاری حسین بن علی علیه السلام در این جمله گنجانده شده است. زائر به خدای متعال عرض می کند که این بنده تو - این حسین تو - خون خود را نثار کرد تا بندگان تو را از جهالت نجات دهد؛ «و حيرة الضّلالة» و آنها را از سرگردانی و حیرتی که در گمراهی است، نجات بدهد.

******

     یاد رقیه حرف گلو گیر زینب است           حرفى كه تار صوتى او خوب ادا نكرد


خدایا

به جامانده زیارت اربعین اباعبدالله، به زهرای سه ساله حسین،

ما را هم به زیارت کربلا برسان.


أعظم الله أجورنا بمصابنا بالحسین علیه السلام وجعلنا و إیّاكم من الطالبین بثاره مع ولیّه الإمام المهدی علیه السلام

ماجرای دیدار عجیب علامه بحرالعلوم با ملامهدی نراقی

مرحوم حاج ملا مهدی نراقی پس از نوشتن و اتمام کتاب ارزنده جامع السعادت (که واقعاً یک دوره کامل اخلاقیات اسلامی است یک نسخه آن را هم برای مرحوم علامه بحرالعلوم که یکی از رجال برجسته علمی و عملی اسلام است فرستاد علامه پس از مطالعه آن به عظمت و شخصیت و مقام علمی و وارستگی مرحوم نراقی پی برد و متوجه شد از خدا خواست توفیقی دست دهد تا او را نزدیک ببیند و از فیض حضورش بهره مند گردد.

آیت الله سیدغلامرضابروجردی مینویسد: اتفاقاً پس از چندی مرحوم نراقی به قصد زیارت بارگاه ملکوتی علی (ع) عازم نجف شد و توفیق زیارت آقا و مولایش را درک کرد خبر ورود او در نجف منتشر شد شخصیت های علمی و معاریف روحانیت بطور دسته جمعی و انفرادی به دیدارش می شتافتند.

تنها کسی که به ملاقات او نرفت علامه بحرالعلوم بود مرحوم نراقی که انتظار بلکه اشتیاق دیدار علامه بحرالعلوم را داشت از هنگامی که علامه به دیدنش نیامده است با خوش بینی و دید وسیع خود و احتمال اینکه شاید اشتغال آقا زیاد بود و یا به کارهای مهمتری مشغول بوده تصمیم گرفت در جلسه درس او شرکت کند و در آنجا همدیگر را ملاقات کنند و همین کار را هم کرد و با سر و گردن و اشاره سر و دست او را همانند دیگران، خوش آمد گفت حتی از جایش هم حرکت نکرد این برخورد سرد، در روحیه مرحوم نراقی اثر سوئی نگذاشت و از ارادتش به علامه کاسته نشد.روز بعد هم عیناً همان صحنه سردی و بی اعتنایی تکرار شد.

مرحوم نراقی با بزرگواری و سعة صدر این برخوردها را با دیدة اغماض نگریست و اصلاً اثر سوئی در روحیه و اخلاص و اخلاق او نگذاشت سومین روز بود که در آن جلسه شرکت و آخرین روزی بود که اقامتش را در نجف اشرف پشت سر می گذاشت با رفقا و حضراتی که نسبت به او اظهار لطف کرد و می کردند خداحافظی می کرد و وارد مجلس شد دیدند علامه بحرالعلوم مسند تدریسش را ترک و به استقبال مرحوم نراقی آمد و او را همانند یکی از عزیزترین عزیزانش در آغوش گرفت و با او مصافحه و معانقه کرد و او را برد در کنارش و زانو به زانوی خود نشانید و منتهای احترام و اکرام را نمود مردمی که دستخوش تعجب شده بودند درباره آن برخوردهای سرد دو روز پیش و استقبال گرم امروز فکر می کردند که علامه بحرالعلوم خود حاضرین را از انتظار بیرون آورد و فرمود، من کتاب ارزنده و آموزنده و کم نظیر جامع السعادت این بزرگوار را دیده و خوانده بودم و محتوا و اوج عظمت آن را درک کرده بودم از خدا می خواستم که روزی توفیقی دست دهد تا از نزدیک مؤلف آن کتاب را دیدار و از حضورش قدردانی و عظمت و شخصیت ممتاز او را سپاس گویم: روزهای اول و دوم هم متوجه حضور ایشان در جلسه بودم ولی خواستم ببینم این بزرگوار عامل به آثار قلمی خود هم هست یا برای دیگران آن دستورات اخلاقی را داده؟ که ایشان در عمل هم نشان داد که واقعاً استاد بلکه مظهر کمال اخلاق و مقام والای انسان و انسانیت هستند.

این ماجرا را استاد صفری دیشب در جلسه هفتگی هیئت تحت عنوان سبک زندگی علما مطرح کردند.

کارت دعوت عروسی برای امام زمان (عج)

آیا از خواندن قرآن لذت می برید؟

آیا از مدح اهل بیت و ذکر فضایلشان لذت می برید؟

اگر جوابتان مثبت است و اگر مجلس عروسی جای لذت بردن است، پس چرا عروسی هایتان را بدون قرآن و مدح اهل بیت برگزار می کنید؟

محکم جلوی همه بایستید و جلوی همه بگویید هر کس از چیزی لذت می برد، ما هم از قرآن و مدح اهل بیت لذت می بریم و شاد می شویم؛ و می خواهیم عروسی خودمان را با این ها برگزار کنیم و از این لذائذ و شادی ها در شب عروسی بی بهره نمانیم.

آن وقت یکی از کارت های دعوت چنین عروسی را خطاب به آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بنویسد و بگویید: آقا، ما آدرسی نداشتیم که این کارت را برایتان ارسال کنیم، ولی دوست داریم شما هم تشریف بیاورید بعد هم کارت دعوت را به عنوان یادگاری پیش خودتان نگه دارید.

استاد علیرضا پناهیان

مداحی برادر احمدی در حضور امام خامنه ای حفظه الله

در خجسته سالروز ولادت با سعادت بانوی برگزیده دو عالم حضرت صدیقه كبری سلام الله علیها و فرزند برومندش امام خمینی كبیر (ره)، جمعی شاعران و ذاكرین اهل بیت علیهم السلام با امام خامنه ای حفظه الله دیدار کردند؛ که متن بیانات ایشان می توانید در اینجا مشاهده کنید. در ابتدای این دیدار، تعدادی از مداحان اهل بیت علیهم السلام سروده هایی را در بیان شأن و عظمت دختر گرامی پیامبر اسلام قرائت كردند. آقای محمد جواد احمدی نیز در این دیدار مداحی کرد.

فایل صوتی بیانات حضرت آقا و مداحی آقای احمدی را در اینجا می توانید بشنوید.

دیدار جمعی از شاعران و ذاكرین اهل بیت(ع) با امام خامنه ای

 

مداحی برادر احمدی در حضور امام خامنه ای

عکس/ ضریح امام هادی (ع)قبل از بازسازی

عکس زیر تصویری از درون ضریح مقدس امام هادی و امام حسن عسکری علیهما السلام قبل از بازسازی اخیر است

در این تصویر قبری که به صورت تکی قرار دارد، مزار حکیمه خاتون و سه قبر دیگر به ترتیب از چپ به راست یا پایین به بالا متعلق به امام علی النقی (علیه السلام)، امام حسن عسکری (علیه السلام) و نرجس خاتون، مادر امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) است؛ در حقیقت جهت قبله از راست به چپ بوده و مرقد مطهر امام بزرگتر رو به قبله و در ابتدا قرار گرفته، پشت سر ایشان امام بعدی؛ امام حسن عسکری (علیه السلام)، در پایین پای ایشان حکیمه خاتون، دختر امام جواد (علیه السلام)، خواهر امام هادی (علیه السلام) و عمه امام حسن عسکری (علیه السلام) و بعد از قبر امام دهم، مزار همسر گرامی ایشان نرجس خاتون قرار دارد.

عبدالرضا هلالی: منتظر دستور مراجع هستیم

 هلالی در ادامه خطاب به شاهین نجفی تاکید کرد: آن طرف این کره خاکی که هیچ، بری توی ماه هم میایم سراغت و باور بکنید که این کار را هم می کنیم و به امام حسین(ع) قسم ما فقط منتظر دستور مراجعمون هستیم.

به گزارش جهان، عبدالرضا هلالی از مداحان کشور در مراسم شب ولادت حضرت فاطمه الزهرا(س) با خواندن ابیاتی در مدح امام هادی(ع) سخنانی را در خصوص خوانند مرتد شاهین نجفی ایراد کرد که در ادامه می آید:

نقی نامی که فخر آسمان است

تلفظ کردنش خط دهان است

ز القاب امام هادی ماست

امامی که عزیز شیعیان است

امام ماه روی باوقاری

که جد حضرت صاحب زمان است

زلال چشمه های او پاک تر از

همان نهری که در جنت روان است

نقی چون مظهر پاکی ست نامش

برای قرن آسوده گران است

به نام مادر آیینه سوگند

همان که صبح چشمش جاودان است

نخواهد از نفس افتاد این عشق

که از هادی به قلب عاشقان است

به کوری دو چشم آن حقیری

که از فرط حقارت بد دهان است

به هر دیوار این دنیا نوشتیم

نقی زیباترین نام جهان است

دشمنان اهل بیت کور خوانده اند، آنهایی که وهابی هستند و وهابی صفت اند و با برنامه می خواهند ضربه بزنند ،حالا چرا امام هادی؟ این زیارت جامعه کبیره رو باید بیشتر رفقای جلسه بهش بپردازند، زیارت جامعه کبیره را باید بیشتر در جامعه گسترش داد و روی آن کار کرد، آنها فهمیدند که راهکار کوبیدن شیعه کوبیدن زیارت جامعه کبیره است و اگر بخواهند جامعه کبیره را بکوبند باید امام هادی را بکوبند و نامش را ازبین ببرند، نعوذاَ بالله به تمسخر می گیرند و قصد دارند خدایی نکرده بی احترامی کنند، انشاءالله که رفقا بیشتر دقت کنند و در فضای مجازی اینترنت آن بیانات حضرت امام هادی(ع) را بیشتر رواج بدهند، زیارت جامعه کبیره را برای همدیگر بخوانید و به معتای آن توجه کنید؛ این وظیفه ایست که باید انجام بدهیم.

هلالی در ادامه خطاب به شاهین نجفی تاکید کرد: تا زمانی که مراجع و بزرگان ما دستور بدهند صبر می کنیم که اگر این اتفاق بیافتد آن طرف این کره خاکی که هیچ، بری توی ماه هم میایم سراغت و باور بکنید که این کار را هم می کنیم و به امام حسین(ع) قسم ما فقط منتظر دستور مراجعمون هستیم، چندین شب ما و دوستانمون از این موضوع خواب ندارند خیلی وقته شروع شده که هی گفتند، الان زمان آن است که به آن بپردازیم.

حالا که فعلا از طرف بزرگان و مراجعمان حکمی نیامده است زمان آن است که به بحث جامعه کبیره و احادیثی که در رابطه با امام هادی(ع) بپردازیم و خداوند انشاءالله به همه شما خیر بدهد.

بانوی ادب

اگر شهادت هنر مردان خداست، پرورش چهار شهید کربلا در دامن یک مادر هنرمندی بزرگتر را می طلبد و ام البنین این مقام را از آن خود کرده است.  این مادر شهیدان، پاره‌هاى جگر خود را خالصانه در راه خدا و برای استوارى دين حق تقديم کرد و خم به ابرو نیاورد تا فقط برای حسین فاطمه نوحه سرایی کند. بانویی که  بواسطه ابراز ادبش به اهل بیت علیهم السلام، اسوه ای شد برای شیعیان و از همه بالاتر پسرش عباس.

 

مادر عاشورا

اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد

آتشی که روزی دامان بیت وحی را به کام کشید، در کربلا نیز به خیمگاه افلاکیان یورش برد.

تیری که از چله کمان مدینه رها شد، بر حنجر شش ماهه شهید نشست.

گل میخ گداخته اینجا، شمشیر آخته آنجا شد.

آری فاطمیه مادر عاشوراست.

یک نسخه طلایی

نسخه شفا بخش قرآني امام صادق عليه السلام براي غلبه بر ترس،درمان غم و اندوه،دفع مکر و حيله و بهره مندي از زيباييهاي دنيا :

گنج اول: غلبه بر ترس يا درمان آن
امام مي‌فرمايد: در شگفتم از کسي که ترس بر او غلبه کرده و به ذکر «حَسبُنَا اللّهُ و نِعمَ الوَکيل» پناه نمي‌برد!
امام در ادامه حديث به آيه شريفه 173 سوره آل عمران اشاره مي‌کند که:
« فَانقَلَبُوا بِنِعمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضلٍ لَم يمسَسهُم سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضوَانَ اللَّهِ وَاللّهُ ذُو فَضلٍ عَظيمٍ»
در اين آيه به کساني اشاره مي‌شود که به قصد جهاد خارج شدند و القائات رعب انگيز شيطان در آن‌ها اثر نکرد چرا که به ذکر فوق تمسک جستند، سپس با نعمت و بخششي از جانب خدا، از ميدان نبرد بازگشتند در حالي که هيچ آسيبي به آن‌ها نرسيده بود.

گنج دوم: درمان غم و اندوه
امام مي‌فرمايد: در شگفتم از کسي که اندوهگين است و به ذکر «لا إِلَهَ إِلَا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنّي كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ » پناه نمي‌برد.
حضرت يونس عليه‌السلام سه روز در شکم ماهي بود و در تاريکي‌هاي سه‌گانه (تاريکي شکم ماهي، تاريکي شب و تاريکي دريا) ندا داد و گفت:لا اله الا انت سبحانک اني کنت من الظالمين.
قرآن در ادامه اين ذکر مي‌گويد: فَاستَجَبنا لَهُ وَنَجَّيناهُ مِنَ الغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِي المُؤمِنينَ (الأنبياء/88)
يعني اين ذکر تأثير خود را گذاشت و «ما دعاي يونس را اجابت کرديم و او را از غم نجات داديم و به همين شکل مؤمنين را از غم نجات خواهيم داد».

گنج سوم: دفع مکر و حيله
در شگفتم براي کسي که مورد مکر و حيله واقع شده و به ذکر «أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ» پناه نمي‌برد.
خداوند در ادامه اين ذکر در قرآن مي‌فرمايد: «فَوَقاهُ اللّهُ سَيئاتِ ما مَكَرُوا وَحاقَ بِآلِ فِرعَونَ سُوءُ العَذابِ» (غافر/45) يعني خدا حضرت موسي را (پس از بيان اين ذکر) از عواقب سوء نيرنگ فرعونيان حمايت فرمود و فرعونيان را عذاب سختي فرو گرفت.

گنج چهارم: بهره‌مند شدن از دنيا و زيبايي‌هاي آن
در شگفتم از کسي که طالب دنياست و زيبايي‌هاي آن (مال، جذابيت ظاهر، همسر خوب، فرزند صالح) را دوست دارد و به ذکر «ما شاءَ اللّهُ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ» پناه نمي‌برد.
خداوند پس از بيان اين ذکر شريف درباره آن از زبان مردي فقير خطاب به مردي ثروتمند مي‌فرمايد:
إِن تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنكَ مَالًا وَوَلَداً* فَعَسَى رَبّي أَن يؤتِينِ خَيراً مِن جَنَّتِكَ (کهف، آيات 39 و 40)
يعني: اگر تو مرا به مال و فرزند کمتر از خود مي‌داني، اميد است که خداوند به من بهتر از باغ تو عطا کند.
اميد که هميشه با قرآن باشيم.
منبع:داستان‌هاي عارفانه در آثار علامه حسن زاده آملي نوشته عباس عزيزي

شکستن طلسم

محضر مبارك نخبه الفلاسفه آيه الله العظمي جناب آقاي طباطبائي ادام الله عمركم ماشاءالله
سلام عليكم و رحمه الله و بركاته.
كوتاه سخن آنكه جواني هستم 22 ساله،...چنين تشخيص مي دهم كه تنها ممكن است شما باشيد كه به اين سؤال من پاسخ دهيد. در محيط و شرايطي كه زندگي مي كنم، هواي نفس و آمال و آرزوها بر من تسلط فراواني دارند و مرا اسير خود ساخته اند و سبب آن شده اند كه مرا از حركت به سوي الله، و حركت در مسير استعداد خود بازداشته و مي دارند. درخواستي كه از شما دارم، براي من بفرماييد بدانم به چه اعمالي دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و اين طلسم شوم را كه همگان گرفتار آنند بشكنم و سعادت بر من حكومت كند؟
يادآور مي شوم نصيحت نمي خواهم و ا لّا ديگران ادعاي نصيحت فراوان دارند.دستورات عملي براي پيروزي لازم دارم. همان گونه كه شما در تحصيلات خود در نجف پيش استاد فلسفه داشتيد، همان شخصي كه تسلط به فلسفه اشراق داشت. (مسموع است).
باز هم خاطرنشان مي سازم كه نويسنده با خود فكر مي كند كه شفاهاً موفق به پاسخ اين سؤال نمي شود. وانگهي شرم دارم كه بيهوده وقت گرانمايه شما را بگيرم. لذا تقاضا دارم پدرانه چنانچه صلاح مي دانيد و بر اين موضوع مي توانيد اصالتي قائل شويد مرا كمك كنيد. در صورت منفي بودن، به فكر ناقص من لبخند نزنيد و مخفيانه نامه را پاره كنيد و مرا نيز به حال خود واگذاريد. متشكرم.
امضا 23/10/1355
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليكم
براي موفق شدن و رسيدن به منظوري كه در پشت ورقه مرقوم داشته ايد لازم است همتي برآورده، توبه اي نموده، به مراقبه و محاسبه پردازيد. به اين نحو كه هر روز كه طرف صبح از خواب بيدار مي شويد قصد جدي كنيد كه در هر عملي كه پيش آيد، رضاي خدا - عز اسمه - را مراعات خواهم كرد. آن وقت در سر هر كاري كه مي خواهيد انجام دهيد، نفع آخرت را منظور خواهيد داشت، به طوري كه اگر نفع اخروي نداشته باشد انجام نخواهيد داد، هر چه باشد. همين حال را تا شب، وقت خواب ادامه خواهيد داد و وقت خواب، چهار پنج دقيقه اي در كارهايي كه روز انجام داده ايد فكر كرده، يكي يكي از نظر خواهيد گذرانيد. هر كدام مطابق رضاي خدا انجام يافته شكري بكنيد و هر كدام تخلف شده استغفاري بكنيد. اين رويّه را هر روز ادامه دهيد. اين روش اگر چه در بادي حال سخت و در ذائقه نفس تلخ مي باشد ولي كليد نجات و رستگاري است و هر شب پيش از خواب اگر توانستيد سور مسبحات يعني سوره حديد و حشر و صف و جمعه و تغابن را بخوانيد و اگر نتوانستيد تنها سوره حشر را بخوانيد و پس از بيست روز از حال اشتغال، حالات خود را براي بنده در نامه بنويسيد. ان شاء الله موفق خواهيد بود.
والسلام عليكم. محمد حسين طباطبايي

قرار بود چهارصد سال دوري بكشند


قرار بود چهارصد سال دوري بكشند، رنج ببينند و اذيت شوند. روزگار برايشان سخت شده بود، ساليان دراز سلطه و شكنجه و اختناق بر سرشان سايه افكنده بود، تقدير سر سازگاري با آنها نداشت و انگار هماي سعادت از ديارشان رخت بر بسته بود. ديگر كارد به استخوان رسيده بود ؛ كسي نبود كه زير بار ستم كمر خم نكرده باشد و كسي نبود كه از ظلم بي امان حكومت ننالد. سرزمينشان پر بود از مفلسان بي چيزي كه آسمان سقف خانه شان بود و گرسنگي طعام هر روزشان. آنجا حتي به دستان پينه بسته و پاهاي آبله زده پير مردان و پير زنان هم كسي رحم نمي كرد. مردم صبح تا شب عرق
مي ريختند و نفس مي زدند تا جناب فرمانروا آسوده بياسايد، انبانش را از غذا پر كند و خزانه اش را از طلا .
گاه گاهي هم از ذات ملوكانه چند سكه اي نصيب بيچارگان و دردمندان مي شد تا حضرت پادشاه از رقص نياز و احتياج آنها لذت ببرد و به تماشا بنشيند كه چطور به خاطر چند سكه به جان يكديگر مي افتند و او هم در نهايت به نشانه رضايت قهقهه مستانه سر مي داد و با اشارتي اسبابان تفريحش را از پيش چشمانش دور مي كرد.
اما درب هميشه هم بر روي يك پاشنه نمي چرخد، اگر امتي خود را تغيير دهد، خداوند وضع آنها را تغيير مي دهد. مردم كه از ظلم و زور حكومت جان به لب شده بودند دست به كار شدند، آستين همتشان را بالا زدند و به درگاه الهي روي آوردند ؛ همگي جمع شده و چهل روز به درگاه خدا ناليدند و اشك ريختند آنقدر كه حضرت حق درخواست آنان را اجابت فرمود و زمان درازي را كه قرار بود حضرت موسي بعد از آن زمان به نجات بني اسرائيل بشتابد از آنان برداشت و پيام آورانش را به سويشان فرستاد تا آنها را از ظلم و حاكميت فرعون خلاصي بخشند ؛ پس خداوند به موسي و هارون وحي فرمود كه آن ها را از دست فرعون خلاص كنند در حالي كه صد و هفتاد سال از آن چهارصد سال باقي مانده بود، فرج و گشايش نيز به آنان رو آورد و زماني دراز بر آنان تعجيل شده و جلو افتاد.
آن گاه حضرت فرمودند:« شما هم اگر اين گونه عمل كنيد قطعا خداوند بر ما گشايش خواهد داد و فرج ما را خواهد رساند ؛ ولي اگر اين گونه نباشد اين امر تا آخرين حد خود به طول خواهد انجاميد *. »
* امام صادق (ع) - مكيال المكارم

نمي خواهي با او قهر كني؟

ندايي آسماني: بنده من نماز شب بخوان و آن يازده ركعت است.
بنده: خدايا! خسته ام! نمي توانم.
- بنده من، دو ركعت نماز شفع و يك ركعت نماز وتر بخوان.
- خسته ام برايم مشكل است نيمه شب بيدار شوم.
- بنده من فقط يك ركعت نماز وتر بخوان!
- خدايا! امروز خيلي خسته ام! آيا راه ديگري ندارد؟
- بنده من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان كن و بگو يا الله.
- من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد!
- در دلت بگو يا الله ما نماز شب برايت حساب مي كنيم...
بنده اعتنايي نمي كند و مي خوابد !
نداي آسماني: ملائكه! ببينيد من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابيده است چيزي به اذان صبح نمانده، او را بيدار كنيد دلم برايش تنگ شده است امشب با من حرف نزده است...
ملائكه: خداوندا! دوباره او را بيدار كرديم، اما باز خوابيد.
خدا: ملائكه من در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست.
ملائكه: پروردگارا! باز هم بيدار نمي شود!
نداي آسماني: اذان صبح را مي گويند هنگام طلوع آفتاب است اي بنده من بيدار شو نماز صبحت قضا مي شود.
ملائكه: خداوندا نمي خواهي با او قهر كني؟
خدا: او جز من كسي را ندارد...شايد توبه كرد...بنده عزيزم....تو، هنگامي كه به نماز مي ايستي من آنچنان گوش فرا مي دهم كه انگار همين يك بنده را دارم و تو چنان غافلي كه گويا صدها خدا داري.

زیر باران

زیر باران دوشنبه بعداز ظهر
اتفاقی مقابلم افتاد
وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد
سیبها روی خاک غلتیدند
چادرش در میان گرد و غبار...
قبلا این صحنه را نمیدانم؟
در من انگار میشود تکرار...!
آه سردی کشید، حس کردم
کوچه آتش گرفت از این آه...
وه! سراسیمه ، گریه در گریه...
پسر کوچکش رسید از راه
طفلکی چند بار خورد زمین
دو قدم مانده بود تا مادر
گفت برخیز خانه نزدیک است
جان بابا بلند شو دیگر..!
گفت آرام باش، چیزی نیست
به گمانم فقط کمی...! فقط کمی «کمرم»
دست مرا بگیر و گریه نکن
مرد گریه نمیکند پسرم!
چادرش را تکاند با سختی
یا علی گفت و از زمین پاشد
پیش چشمان بی تفاوت ما
ناله هایش فقط تماشا شد
صبح فردا به مادرم گفتم:
«گوش کن! این صدا روضه کیست؟»
طرف کوچه رفتم و دیدم
در و دیوار خانه ای مشکی است...
با خودم فکر میکنم حالا
کوچه ما چقدر تاریک است
گریه؛ مادر؛ دوشنبه؛ در؛ کوچه...
راستی فاطمیه نزدیک است

شاید سؤال شما هم باشد

شاید این سؤال برای شما هم پیش آمده باشد که مگر حضرت زهرا (س) بعد از رحلت پیامبر چگونه می گریستند که گفته می شود جمعی از مردم مدینه تقاضا کردند که یا روز گریه کنند یا شب. مگر صدای یک انسان چقدر بلند است که در خانه بگرید و شهری را این صدا فرا بگیرد و اساسا آیا شأن آن بانوی با عظمت ایجاب می کرد که در فراق پدر اینگونه کنند؟

در پاسخ به این پرسش باید گفت که اگر در حدیث شریفی از رسول اکرم(ص) که می فرمایند : «خداوند با خشم فاطمه خشمگین می شود و با رضای او راضی» دقت کنیم متوجه نکته مهمی خواهیم شد و آن اینکه بی تردید رضایت و غضب خداوند در حد یک انسان عادی نزول نمی کند ، بلکه این فاطمه (س) است که ارزش رضا و خشم او آنقدر بالا می رود که از رضایت و خشم الهی خبر می دهد. پس اگر فاطمه گریست، گویی از وضعیت موجود و حوادث رخ داده در جامعه اسلامی ابراز نارضایتی می فرمود که بر مبنای سخن پیامبر اعظم(ص) ، نوعی بیان نارضایتی خداوند متعال بود. پس شاید این صدای گریه فاطمه نبود که موجب شد تا از ایشان درخواست کنند که یا روز گریه کنند یا شب؛ بلکه مساله اصلی «مفهوم» گریه حضرت زهرا(س) بود که آشکار کننده بسیاری از حقایق الهی و نوعی مبارزه خاص در این مسیر بود.

هدیه ای از آسمان


مدینه در انتظار هدیه ای آسمانی بود. آری، قرار است سومین حاصل پیوند علی و فاطمه پا به جهان گذارد.

همه عرشیان و فرشیان برای استقبال آمده اند و حسین از همه بی تاب تر از همه. گویا که این هدیه الهی فقط برای اوست.

محمد(صلی الله علیه و آله) که نوای«اقراء بسمک الذی خلق» را کم کم به انتهای خویش می رساند، شادمان است که فاطمه را دختری از سوی ایزد عنایت می شود . و علی را زینتی که نامش زینب است.

آری زینب ، که قرار است مردانگی در مقابلش سر تعظیم فرو آورد و شجاعت در مصافش رنگ ببازد و صبر، آری صبر شرمنده همیشگی او و مصیبت همدم همیشگی اش.

نمی دانم چرا هر نگارشی در باب زینب همراهی همیشگی دارد که آن حسین است آری همان که به خواهرش می گفت: مرا در قنوت نماز شبت دعا کن.

عجبا ! حسین ملتمسانه خواهان دعا از زینب است. چرا؟

شاید بدین دلیل که خدای حسین فرمود:«همانا من در نزد دلهای شکسته ام»

و زینب از همه دل شکسته تر.

ماه عزاتو عشقه

اونایی که حسینی هستن کم کم دارن یه بوهایی استشمام میکنن..
مخصوصا" اگر این روزا به تقویم نگاه کرده باشن و با این جمله مواجه بشن:
حرکت کاروان اباعبدالله الحسین علیه السلام به سوی کربلا

دلشون میلرزه و شاید ناخودآگاه یاد ناله های مسلم بیفتن..
فردا شهادت اون بزرگوار هستش. میگن وقتی بردنش پیش عبیدالله بن زیاد, در حال گریه کردن بوده.. اون ملعون یه چیزی به این مضمون میگه که با این سرنوشتی که در انتظارته بایدم گریه کنی! بدبخت نمیدونسته که اشک حضرت مسلم نه برای خود و طفلان خود, که برای مولای خود است, برای بچه های حسین..
میدونم شاید نزدیک این اعیاد بزرگ اینا رو نباید میگفتم ولی گاهی اوقات در نزاع عقل و دل, عقل ناتوان است..

شاید بی مناسبت نباشه با این نوحه ی حاج محمود.

شال ماتمت آبرو به من داد
موج پرچمت دل رو داده بر باد

قصه ی غمت دریای نگاهم
اسم اعظمت از لبم نیفتاد

..
ارباب خوبم ماه عزاتو عشقه
ارباب خوبم سینه زناتو عشقه
ارباب خوبم کرب و بلاتو عشقه
..
.
باز هلال محرم سر زد و غم عالم خیمه زد در دلم.. وای دلم

[دانلود] (از دستش ندید!)

پ.ن:شاید برای این شعر کمی زود باشه ولی فکر میکنم برای بیدار کردنمون به موقع است..

حق با کیست؟

خدايا، حق با كدامين طرف است؟ در يك سو علي،‌ داماد پيامبر، سردار بزرگ اسلام،‌ كسي كه پيامبر در وصفش مي فرمود: "علي مع الحق و الحق مع علي " با جمعي از ياران صديق پيامبر است، و در سوي ديگر "ام‌المؤمنين، عايشه " و 2 تن از صحابه بزرگ پيامبر، "طلحه الخير " مرد خوش سابقه اسلام و زبير "سيف الاسلام " -دلاور ميادين نبرد- صف بسته‌اند. آيا مي شود هر 2 گروه بر حق باشند يا هر دو بر باطل؟!... به‌راستي كداميك بر حق است؟
سرانجام آن عوام سردرگم، چاره كار در اين ديد كه جواب را از علي (ع) بازجويد: "أيمكن أن يجتمع زبير و طلحة و عايشة علي باطلٍ؟ " آيا ممكن است طلحه و زبير و عايشه بر باطل اجتماع كنند؟ علي (ع) در پاسخ، جوابي داد كه،‌ دانمشند سني مذهب مصري، دكتر "طه حسين " در وصف آن گفته است: پس از قرآن، هيچ كلامي از بشريت بدين پايه محكم و والا گفته نشده است:
"إنك لملبوس عليك. إن الحق و الباطل، لا يعرفان بأفدار الرجال، إعرف الحق تعرف أهله و إعرف الباطل تعرف أهله "

ای خدای عاشورا!

ای خدای ابا عبد الله!یا لیتنا کنا معک ما را آکنده از صداقت و اخلاص کن.
ای خدای عباس!تنها تویی که می‌توانی عشق را با جنگاوری و ادب را با دلاوری در وجود کسی متجلی کنی. ما را بدست ساقی ابوفاضل، از این فضائل، سیراب کن.
ای خدای زینب!تو را به عظمت زینب سوگند که جلوه‌ای از جلال زینب را به مردان و زنانمان بنمایان تا جلوه‌های فریبای دنیا در نگاهشان رنگ ببازد.
ای خدای علی اکبر!ما را در سنت ذبح عزیزان، پیش پای محبوب، شیعه‌ی حسین قرار ده.
ای خدای سکینه!به هنگامه ظهور مصیبت، آرامش و سکینه‌ای عنایتمان کن که درد و داغ و بلا را چون مهر و لطف صفا بر جان خویش بپذیریم و زبان جز به مدح و شکر تو نگشاییم.
ای خدای قاسم!حلاوت شهادت راشیرین‌تر از عسل- به مذاقمان آشنا کن.
ای خدای علی اصغر!تویی که به کوچکترین سرباز حسین، برترین کمال را بخشیده‌ای، عشق و وفا را از شیعیان حسین، دریغ نمی‌کنی، نکن.
ای خدای حبیب!دلمان را تا واپسین دم کهولت و پیری، همچنان جوان عشق حسین بدار.
ای خدای ذوالجناح!وقتی که اسبی در آستان حسین، به معرفتی چنان دست می‌یابد، روا نیست که سالکان کوی او محروم از معرفت بمانند. ما را تا کمترین پایه معرفت حسین، تعالی ببخش.
ای خدای کربلا!ما را روزبه‌روز به این حقیقت کربلایی که مقربان درگاهت را جام بلا بیشتر می‌دهی آشناتر کن.
ای خدای عاشورا!داغ فرزندان حسین را و مصیبت شیعه را به ظهور حضرت منتقم تسلی ببخش.

سید مهدی شجاعی

اسلام شعار تصویری ندارد

دو شعار است که اسلام ندارد؛ یکی شعار تصویری یکی شعار عددی . در بعضی از جاهای دیگر شعارهای تصویری پیدا می شود مثل صلیب که شعار مسیحیت است. اسلام شعاری ندارد که در مقابل صلیب بگذاریم. هلال که شما می بینید امروز تا اندازه ای شعار شمرده می شود و در مقابل صلیب قرار می دهند البته شعار دولت عثمانی بود.چون در قدیم اروپایی ها با اولین و عظیم ترین و بزرگترین دولت اسلامی که روبرو می شدند دولت عثمانی بود و هلال شعار دولت عثمانی بود ، لذا در دنیای اروپا همیشه هلال را در مقابل صلیب قرار می دهند ، می گویند جنگ های صلیب و هلال؛ در کجا صلیب هلال را مغلوب کرد ودر کجا هلال صلیب را مغلوب کرد . ولی اگر ما بخواهیم هلال را به عنوان یک شعار اسلامی بپذیریم ؛ چنین شعاری ما در اسلام نداریم و به صورت اسلامی نمی شود آن را قبول کرد.

اسلام هیچ نوع شعار تصویری ندارد . تصویر هایی که با اسم و به انتساب شخص مقدس رسول اکرم (ص) یا امیرالمومنین (ع) یا ائمه اطهار(ع) است و این تصویرهایی که در بازار می فروشند هیچ کدام اساس ندارد و  اسلام هم از اول تمایلی به این امر نداشته بلکه با آن مخالف بوده است . اسلام چون راجع به توحید غیور است و غیرت توحیدی زیادی دارد ، از اول با مجسمه سازی و مجسمه تراشی – بالاخص برای اولیای دین- سخت مبارزه کرده است و در آن زمان هم افرادی بودند که اگر می خواستند تصویر بکشند با قلم می کشیدند – مخصوصا در زمان ائمه که تمدن اسلامی خیلی توسعه پیدا کرده بود – ولی در عین حال چنین چیزی نبوده و مخصوصاً اگر از پیغمبر و ائمه تصویری می بود حتماً ما حال آنها را به جای عیسای مسیح گرفته بودیم و پرستش می کردیم.

از کتاب پانزده گفتار شهید مطهری(ره )   

دانلود اولین شماره شمیم یار(نشریه داخلی هیئت)

 
اولین شماره شمیم یار (محرم الحرام ۱۴۳۰)

عناوین اصلی نشریه :

            تحلیل حادثه عاشورا

            وصیت نامه سید الشهدا

            به اندازه آب خوردنی

            اسلام شعار تصویری ندارد

            چگونه به هیئت برویم

 

وصیت نامه سیدالشهدا

این وصیت حسین فرزند علی است به برادرش محمد بن حنفیه ، حسین شهادت می دهد که خدایی جز خدای یگانه نیست. تنها و بی مثل و بی مانند است و محمد عبد و فرستاده اوست به راه حق وحقیقت است. بهشت وجهنم حق است، قيامت و سئوال و جواب آن حق است، من به خاطر شرارت و خوشگذرانی قیام نمی کنم و بنای ظلم و فساد و تباهی ندارم بلکه خروج من به خاطر اصلاح امت جدم و پدرم می باشد.  قصد امر به معروف و نهی از منکر دارم و تاسی به سنت جدم می کنم. پس کسی که مرا بپذیرد حق را قبول نموده و هر کس انکار نماید صبر می کنم تا خداوند بین ما و این جماعت  حکم نماید که او بهترین حاکم است و این وصیت من است به تو برادرم و توفیقی نیست مگر از ناحیه خداوند و من به خداوند پناهنده ام.

(نفس المهموم - ۷۴)

فاطمیه

یامهدی
فاطمه (س)... فاطمه با آتشی که عشقتو افکنده در جهان
یک کوچه بیشتر نمانده به پایان انتظار ...

چگونه به هیات برویم ؟

به هر جايی كه قدم بگذاري، آداب مخصوص به خود را مي‌طلبد، چه رسد به هيأت كه از مقدس‌ترين مكان‌هاست.

آنچه در زير مي‌آيد قسمتي از آداب هيأت است، كه رعايت آن موجب تقرب بيشتر است.وقتي به هيأت آمدي،‌ پاي در ركاب نه، مهار اسب چموش نفس را بكش و بر رذائلت بتاز و حجاب آمال را لگدكوب كن.بتاز تا به د رگاه نياز برسي.از گذشته‌ات فرار كن و به سوي آينده بيا، بيا تا انتهاي راه را ببيني، سرازيري قبر را.

آنگاه كه اسبت را از نفس انداختي و به مقصد رسيدي، آنگاه او را رها كن.با قدم به وادي طوبي درآ.

ابتدا پاي برهنه كن و چون بُشر حافي به دنبال مولايت بشتاب، كه روي از تو برتافته و رفته است.

برو تا به آقايت برسي.

او در دل هنوز منتظر آمدن توست؛ هر چند تو را ترك گفته است.او خيلي منتظر تو بود. خودت را به قدوم مولايت بيانداز. نمي‌خواهد حرفی بزنی، راحت گریه كن. او همه حرف‌هاي دلت را مي‌داند.

از او بخواه تا تو را با خود ببرد. اگر گفت كجا؟ بگو كربلا؛ آنجا كه بدن‌ها بي‌سر مي‌شوند و سرها سرافراز؛

آنجا كه تن‌ها، عريان به خاك افتاده‌اند و جان‌ها سر به افلاك كشيده‌اند.

اگر فرصت ديدارت تمام شد و ديگر جز يك كلمه نمي‌توانستي بگويي،

بگو حسین،

بگو حسین،

بگو حسین.

اين كلمه هيچوقت تمام نمي‌شود.آنگاه رو به قبله بنشين و دعا كن.دعا كن تا خدا باز هم تو را به هيأت راه دهد.

حجه الا سلام والمسلمین حاج علیرضا پناهيان

شبی با شهدا

برای سلامتی شهدای آینده صلوات


هر كه با آل علي در افتاد ....

در جريان تخريب قبور ائمه در بقيع يكي از وهابيون براي تخريب گنبد مطهر حضرت رسول (ص ) و براي بمب گذاري به بالاي گنبد مي رود كه ناگهان صاعقه اي با او برخورد مي كند و او همان جا خشك مي شود .

بعدها وهابيون هر كاري مي كنند كه جسد اين شخص را از آنجا جدا كنند نمي توانند و نا چار مي شوند به اين گونه كه مشاهده مي كنيد آن را پنهان كنند .    

ممكن است سوالي پيش آيد كه پس چرا وقتي قبور ائمه را خراب كردند اين اتفاق نيفتاد .

بايد بگويم كه هنگامي كه ابرهه خواستند خانه خدا را خراب كنند خداوند تمامي آنان را نابود كرد ولي در زمان مروان وقتي حجاج خانه كعبه را خراب كرد هيچ اتفاقي نيفتاد و اين نشان از حكمت خداوند دارد كه به قول شاعر :

لطف حق با تو مداراها كند          چون كه از حد بگذرد رسوا كند

 

منبع :

http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=5594

نصيحت آيت الله بهجت

آيا به آنچه مي‌داني عمل كرده‌اي؟

 

من و شما و خيلي‌ها، تا بزرگي را مي‌بينيم - نمي‌دانم، شايد از روي عادت باشد، يا شايد ...!؟- فوراً جلو مي‌رويم و مي‌گوييم : " آقا يك نصيحتي به ما بفرماييد".

همين مسأله، موضوع فرمايش حضرت آيت الله محمد تقي بهجت است كه خود، اندرزي بسيار ارزنده‌ و نصيحتي پربار است.

به اميد آنكه لااقل بر اين پند گوش فرا دهيم و به هوش آييم.

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

... آقاياني که طالب مواعظ هستند، از ايشان سوال مي‌شود:

آيا به مواعظي که تا حال شنيده‌ايد عمل کرده‌ايد يا نه؟

آيا مي‌‌دانيد که هر کس به معلومات خود عمل کرد، خداوند مجهولات او را معلوم مي‌فرمايد؟

آيا اگر به معلومات [و آنچه مي‌داند] عمل ننمايد، توقع زياد شدن معلومات شايسته هست؟

آيا بايد دعوت به حقّ از طريق لسان باشد؟

آيا [معصومين] نفرموده‌اند "با اعمال خودتان دعوت به حق بنماييد" ؟

آيا جواب اين سوال‌ها از قرآن کريم "وَ الّذينَ جَاهَدوا فِينَا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا" آنان كه در راه ما تلاش كنند به راه‌هاي خويش هدايتشان مي‌كنيم. (1)

و از کلام معصوم علهيم ‌السلام: «مَن عَملَ بِما عَلِمَ وَرَثَهُ اللهُ عِلمَ مَا لََم يَعلَم» هركس بدان‌چه مي‌داند عمل كند خدا علم آنچه كه نمي‌داند را روزيش مي‌كند (2)

و «مَن عَملَ بِما عَلِمَ، کَفَي مَا لَم يَعلَم» هر كس به آنچه مي‌داند عمل كند، همين از آنچه نمي داند كفايتش مي‌كند. [روشن نمي‌شود؟]

خداوند توفيق مرحمت فرمايد که آنچه را مي‌دانيم زير پا نگذاريم، و در آنچه نمي‌دانيم توقّف و احتياط نماييم تا [در آينده برايمان] معلوم شود.

از آنهايي نباشیم که گفته‌اند:

پي مصلحت مجلس آراستند                         نشستند و گفتند و برخاستند

 

وَ مَا تَوفيقي اِلَّا بِاللهِ، [عليه] تَوَکّلتُ وَ اِلَيهِ اُنِيب، و السّلام عليکم و رحمة‌الله و برکاته.

 

مشهد مقدس

يکشنبه 21/5/1375هـ ش

مطا‌بق با ربيع‌الاول 1417هـ ق

 

غیبت و غربت

 

مرحوم حاج محمّد علی فشندی می گوید:

در مسجد جمکران قم،اعمال را به جا آورده بودم و با همسرم می آمدم. دیدم آقایی نورانی داخل صحن شدهاند و قصد دارند به طرف مسجد بروند. با خود گفتم: این سید نورانی در این هوای گرم تابستان،از راه رسیده و تشنه است. ظرف آبی به دست ایشان دادم. پس از آشامیدن، ظرف آب را پس دادند. گفتم: آقا، شما دعا کنید و فرج امام زمان ارواحنا فداه را از خدا بخواهید تا امر ظهور نزدیک شود، فرمودند:

(( شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند! اگر ما را بخواهند، دعا می کنند و فرج ما می رسد. ))

منبع: شیفتگان حضرت مهدی (عج)  ۱ : ۱۵۵ 

آدم

نامت چه بود؟
-آدم
فرزندِ؟
-من را نه مادری نه پدر.بنویس اول یتیم عالم خلقت
محل تولد؟
-بهشت پاک
اینک محل سکونت؟
-زمین خاک
آن چیست بر گرده نهاده ای؟
-امانت است
قدت؟
-روزی چنان بلند که همسایه خدا٬اینک به قدر سایه بختم به روی خاک
اعضای خانواده؟
-حوای خوب وپاک
روز تولدت؟
-درروز جمعه ای ٬به گمانم که روز عشق
رنگت؟
-اینک فقط سیاه
چشمت؟
-رنگی به رنگ بارش باران
وزنت؟
-نه آن چنان سبک که پرم درهوای دوست٬نه آن چنان وزین که نشینم براین زمین.
جنست؟
-نیمی مرازخاک٬نیم دگر خدا
شغلت؟
-درکار کشت امیدم٬به روی خاک
شاکیِ تو؟
-خدا
نام وکیل؟
-آن هم فقط خدا
جرمت؟
-یک سیب از درخت وسوسه
تنها همین؟
-همین!!!!!!!!!!!
حکمت؟
-تبعید در زمین
همدست در گناه؟
-حوای آشنا
ترسیده ای؟
-کمی
زچه؟
-که شوم من اسیر خاک
آیا کسی به ملاقاتت آمده است؟
-بلی
که؟
-گاهی فقط خدا
داری گلایه ای؟
-دیگر گلایه نه٬ولی.....
ولی که چه؟
-حکمی چنین٬آن هم به یک گناه؟
دلتنگ گشته ای؟
-زیاد
برای که؟
-تنها فقط خدا
آورده ای سند؟
-بلی
چه؟
-دو قطره اشک
داری تو ضامنی؟
-بلی
چه کس؟
-تنها کسم خدا
درآخرین دفاع؟
-می خوانمش ٬چنان که استجابت کند دعا  

قم حرم اهل بیت

دهم ربیع الثانی سالروز رحلت جانسوز کریمه اهل بیت

       حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها    

 

تسلیت باد

نکته ای پیرامون زیارت نامه حضرت فاطمه معصومه (س)

در این زیارتنامه پس از درود و سلام به پیامبران اولی العزم ، به هنگام عرض ادب و تقدیم تحیت به پیشگاه رسول اکرم (ص) به صیغه خطاب آمده است:

«السلام علیک یا رسول الله ...»

آنگاه عرض ادب وتقدیم سلام به محضر مقدس امیر مؤمنان ، حضرت فاطمه زهرا و دیگر معصومین نیز به صیغه خطاب آمده است، واین بر خلاف شیوه معمول در زیارت ها می باشد ، زیرا در هر زیارتنامه ای که برای زیارت یکی از معصومین (سلام الله علیهم) رسیده فقط برای آن معصوم ، صیغه خطاب بکار رفته و برای دیگر معصومین به صیغه غائب عرض ادب و تقدیم سلام شده است.

اسلوب خاصی که در زیارتنامه حضرت معصومه  (سلام الله علیها) بر خلاف همه زیارتنامه ها اتخاذ شده است ، حتماً دلیل خاصی دارد و سری در آن نهفته است.

اگر احادث وارده در شأن حضرت معصومه (سلام الله علیها) را یکبار دیگر مورد دقت و بررسی قرار دهیم ، رمز این مطلب بدست می آید و آن اینکه:

در چندین حدث از امام صادق (ع) آمده است که فرمود:

- خداوند حرمی دارد و آن مکه است.

- رسول خدا حرمی دارد و آن مدینه است.

- امیر مؤمنان حرمی دارد و آن کوفه است.

- ما خاندان نیز حرمی داریم و آن قم است.

بانویی از فرزندان من بنام فاطمه دختر موسی در قم رحلت می کند و همه شیعیان ما با شفاعت او وارد بهشت می شوند.

 

معرفی سایت

 

پایگاه اطلاع رسانی حضرت معصومه (س)