هدیه ای از آسمان

مدینه در انتظار هدیه ای آسمانی بود. آری، قرار است سومین حاصل پیوند علی و فاطمه پا به جهان گذارد.
همه عرشیان و فرشیان برای استقبال آمده اند و حسین از همه بی تاب تر از همه. گویا که این هدیه الهی فقط برای اوست.
محمد(صلی الله علیه و آله) که نوای«اقراء بسمک الذی خلق» را کم کم به انتهای خویش می رساند، شادمان است که فاطمه را دختری از سوی ایزد عنایت می شود . و علی را زینتی که نامش زینب است.
آری زینب ، که قرار است مردانگی در مقابلش سر تعظیم فرو آورد و شجاعت در مصافش رنگ ببازد و صبر، آری صبر شرمنده همیشگی او و مصیبت همدم همیشگی اش.
نمی دانم چرا هر نگارشی در باب زینب همراهی همیشگی دارد که آن حسین است آری همان که به خواهرش می گفت: مرا در قنوت نماز شبت دعا کن.
عجبا ! حسین ملتمسانه خواهان دعا از زینب است. چرا؟
شاید بدین دلیل که خدای حسین فرمود:«همانا من در نزد دلهای شکسته ام»
و زینب از همه دل شکسته تر.
داریم با حسین حسین پیـر میشویم// خوشحال از این جوانی از دست دادهایم